۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

درمرحله چندم دنیا هستید؟؟


شما در مرحله چندم دنيا هستيد؟
رازهاي مرگ 9
مراحل پنجگانه‌ي دنيا

"إعلموا أنّما الحيوةُ الدّنيا لَعِبٌ و لهوٌ و زينةٌ و تفاخرٌ بينكم و تكاثرٌ في الأموالِ و الأولادِ كمثلِ غيثٍ أعجبَ الكُفّارَ نباتُه ثم يهيجُ فتراه مُصفّراً ثم يكونُ حُطاماً و في الآخرةِ عذابٌ شديدٌ و مغفرةٌ من اللّهِ و رضوانٌ و ما الحيوةُ الدّنيا إلّا متاعُ الغرور"
بدانيد كه زندگاني دنيا، به حقيقت بازيچه‌اي كودكانه است و لهو و سرگرمي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يكديگر، و حرصِ افزودن مال و فرزندان مي باشد. اين حقيقتِ دنياست و در مَثَل مانند باراني است كه به موقع ببارد و گياهي در پي آن از زمين برويد كه برزگر يا كافران دنياپرست را به شگفت آرد و سپس بنگري كه زرد و خشك شود و بپوسد. در جهان آخرت دنياطلبان را عذاب سخت جهنّم و مؤمنان را آمرزش و نيز خشنودي الهي نصيب است. بدانيد كه دنيا جز متاع فريب و غرور، چيزي نيست.

بنابراين، غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد.
نخست، دوران كودكي است كه زندگي در هاله‌اي از غفلت، بي خبري و بازي فرو مي‌رود. سپس، مرحله نوجواني فرا مي‌رسد و سرگرمي، جاي بازي را مي‌گيرد. در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم‌ مي‌سازد و از مسائل جدّي دور مي‌دارد.
مرحله سوم، مرحله‌ي‌ جواني، شور، عشق و تجمّل پرستي است. در مرحله‌ي چهارم، احساساتِ كسبِ "مقام و فخر" در انسان خودنمايي مي‌كند و در مرحله‌ي پنجم، به فكر افزايش مال و جمع ثروت و نفرات مي‌افتد.
قرآن، همه‌ي‌ اين مراحل را متاع فريب و نيرنگ مي‌داند. بنابراين، دنيا ابزاري است براي خودفريبي و فريب دادن ديگران. اين، در مورد كساني است كه دنيا را هدف نهايي خود قرار مي‌دهند، به آن دل مي‌بندند، بر آن تكيه مي‌كنند و آخرين آرزويشان دست يازيدن به آن است.
از دنيا بپرهيزيد كه آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد
اما اگر مواهب اين جهان مادّي وسيله‌اي براي وصول به ارزش‌هاي والاي انساني و سعادت جاودان باشد، هرگز دنياي مذموم نيست، بلكه مزرعه‌ي‌آخرت و پلي براي رسيدن به هدف‌هاي بزرگ است.
زمين، آسمان، ابر، باد، مه، آفتاب و ماهتاب، سراسر آيات الهي و مظاهر جمال و جلال حق، نشانه‌ي حق، مجراي فيض، آينه‌دار خداوند و ظهور حكمت عملي و پياده شده آن است و هرگز دنياي مصطلح نيست، بلكه دنيا، همان قراردادهاي ويژه‌اي است كه جهت زندگي مادي برنامه ريزي مي‌شود و انسان فريب آنها را مي‌خورد؛ مانند: فخرها، خيال‌زدگيها، دلباختگيها، پيوندهاي اعتباري، القاب، پست‌ و مقام‌ و جاه.
امير مؤمنان عليه‌السلام با واژگاني بليغ و زيبا، دنيا را چنين معرفي مي‌فرمايد: "تَغُرّ و تَضُرّ و تَمُرّ إنّ اللّهَ تعالي لم يُرضها ثواباً لأوليائه و لا عقاباً لأعدائه وإنّ أهلَ الدّنيا كركبٍ بينا هم حَلّوا إذ صاحَ بهم سائقهم فارتحلوا"1 ؛
دنيا با زينت و آرايش خود، فريب مي‌دهد و با بلا و گرفتاري‌هايش زيان مي‌رساند و به سرعت و شتاب مي‌گذرد. خداوند سبحان بر اثر حقارت و پستي دنيا،راضي نگشت كه آن را پاداش دوستان خود،يا كيفر دشمنانش قرار دهد. اهل دنيا مانند كارواني هستند كه فرود آمده اند تا رفع خستگي كنند ناگاه قافله‌سالار‌ آنان برآنها بانگ مي‌زند: كوچ كنيد كه اين مكان، جاي استراحت نيست. پس كوچ كنند.
غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد
از اين رو با سفارش اكيد فرمود: "فعليكم بالجِدّ و الاجتهادِ و التّأهُّبِ و الاستعدادِ و التَّزوّدِ فى منزلِ الزّاد و لاتَغُرنّكم الحياةُ الدّنيا كما غَرّت من كان قبلَكم مِن الأمم الماضية و القرونِ الخالية..." ؛2
برشما باد به سعي و كوشش به طاعت و بندگي، آماده بودن و توشه برداشتن براي سفر آخرت در جاي توشه گرفتن. زندگي دنيا شما را فريب ندهد، چنان‌كه پيشينيان شما را كه گذشتند و رفتند فريب داد؛ آنان كه شير آن را دوشيدند و فريب آن را خوردند و شماره‌ي‌ آن را از بين برده روزهايش را به بي‌خبري به سر بردند و تازه‌ي‌ آن را كهنه كردند، خانه‌هايشان گورها و دارايي آنان ميراث ديگران گرديد. هر كه بر سر گورشان آمد نمي‌شناسند و به كسي كه برايشان بگريد اهميت نمي‌دهند، و به كسي كه آنان را بخواند پاسخ نمي‌دهند: "فاحَذروا الدّنيا فإنّها غَدّارةٌ غَرّارةٌ خَدوعٌ، مُعطيةٌ مَنوعٌ، مُلبسةٌ نَزوعٌ، لا يَدومُ رَخاؤُها و لا يَنقضي عَناؤُها و لا يَركدُ بَلاؤُها"3 ؛ پس از دنيا بپرهيزيد كه بسيار مكركننده،فريب دهنده و بازي دهنده است. بخشنده‌اي است پس گيرنده و پوشاننده‌اي است كَننده (اگر چند روزي به كسي روي آورد و كالايي به او ارزاني داشت، به زودي به او پشت كرده، از او پس مي‌گيرد). آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد. 4
تاليف: استاد محمد حسين رحيمي - گروه دين و انديشه سايت تبيان
1 - نهج البلاغه، حكمت 415.
2 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.
3 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.
4 - معاد درقرآن:ص 61-64

هیچ نظری موجود نیست: